مژده یارا گل در آمد
عاشقان را رهبر آمد
روح و ریحان پیمبر
اوج عشق و باور آمد
سر زده از نو سپیده
مهر جان پرور رسیده
تهنیت بر خسته حالان
حیدر والا رســـــــیده
چند سال پیش؛
فقط چند سال پیش فرزندی در آستانه به دنیا آمدن بود. مادرش به علت درد شدید به خانه ی خدا پناهنده شد.
دیوار خانه خدا به قوه ی الهی شکافت.
تکرار می کنم.
دیوار خانه ی خدا به قوه الهی شکافت. آن زن به داخل رفت و دیوار دوباره بسته شد.
سه روز کسی نتوانست قفل در آن مکان مقدس را بگشاید.
یک زن... با آن درد... تنها در آن مکان. چه اتفاقی افتاده بود؟
بعد از سه روز دوباره دیوار شکافته شد.
دوباره دیوار خانه ی خدا شکافت وآن زن با سلامت کامل و با فرزندی در آغوش بیرون آمد.
نام او را علی گذاشتند.
او علی ابن ابی طالب بود.
همان علی معروف.
همان علی صابر.
همان علی ترک شده.
همان علی مظلوم.
همان علی مظلوم!
آری!
عبـادت بی تـولای علــی هیـچ
نوای عشق بی نام علی هیچ
اگر عمر دو صد نوحت ببخشند
تمام عمــر منهای علی هیچ